گلهای آتش بر خیابان مواج، سبک تر از گام های خاک آلود پستوی فراموشی، روانند. این آتش که هزار زبان داشت کنار نیمکت پارکی نزدیک بزرگراه خاموش می نمایاند. چه بالا پوش کوه بر خیابان بخوابد چه سکه ی آسمان بتابد، می شکند روشنایی برگ خشک در خاموشی
Friday, August 21, 2009
هزار کاکلی شاد در نگاه تو ست هزار قناری خاموش در گلو ی من
گلهای آتش بر خیابان مواج، سبک تر از گام های خاک آلود پستوی فراموشی، روانند. این آتش که هزار زبان داشت کنار نیمکت پارکی نزدیک بزرگراه خاموش می نمایاند. چه بالا پوش کوه بر خیابان بخوابد چه سکه ی آسمان بتابد، می شکند روشنایی برگ خشک در خاموشی
Wednesday, August 5, 2009
The rainbow went into pieces
The Black Lamb whose beautiful pink ribbon was most of the time hidden is vanished into thin air.
The Black Lamb who was about to become an orange sheep is in Noland, (too???!!!)
The Little Red Fish and the white birds are in blue!
The Black Lamb who was about to become an orange sheep is in Noland, (too???!!!)
The Little Red Fish and the white birds are in blue!
Friday, July 31, 2009
In view of violence
Subscribe to:
Posts (Atom)
